|
به هر طریق که باشد, نصیحتش مکنید/که او به قول نصیحت کنان بتر میگشت
|
- امروز قراره کجا رو کشف کنیم؟
گرسنه که باشم، (- غذا بگیر به حساب من!) توی ماشین مثل همیشه ای که بدم میاد برم توی این رستوران، اون رستوران، جلوی هزار تا چشم و دهن غذا بخورم! ساندویچهای گرمی رو که به حساب من بود ولی تو خریدی، می خوریم.
انگشت به انگشت، نگاه به نگاه، خنده به خنده!
لیموناد میپره تو گلوم، سرفه و اشک! اشکی که شاید دلش می خواد بیاد و بهانه پیدا میکنه که خودشو نشون بِده.
- حالا که سیر شدی! کجا بریم؟
هوا تاریکه، سرده، دیره! میریم توچال و چه خوشحال که ترافیک خفه مون نمی کنه! گفته بودم که اگه بیوفتیم توی ترافیک میکشمت و تو می خوای زنده بمونی!
- سردته! بدوییم گرم شی؟ بیا (کاپشنت رو درمیاری!) بپوش!
سعی می کنم گرم بِشم! به زور که سوار اتوبوسم می کنی (بوسم نمی کنی!) می فهمم بعضی وقتا باید به حرفت گوش کنم.
برف! برف! برف!
از جلوی گشتیا رد می شیم. اونا می رن پایین. ما می ریم بالا!
راه که می ریم گرمم میشه! دستات سرده!
برف رو لمس می کنم. گلوله میشه توی دستم!
- می خوای بزنی به من؟
گلوله ی برف توی دستم آب می شه از خجالت! برام آواز می خونی! بیت اول هر ترانه که بعدش فقط آهنگش یادت می مونه. دور نمی ریم. من خسته ام و تو که همیشه مواظبم هستی با من برمی گردی!
دلم می خواد تکیه بدم به این سنگ ها و لبات رو حس کنم! دلم می خواد بخوابم رو برفها و توی عظمت و سکوتِ کوه بمیرم!
برام آواز می خونی! این دفعه کامل! از اول تا آخر!
- خوش گذشت؟
خوش گذشت؟! آره! همه ی چیزایی که دوست دارم، پیشم بودن! همشون رو لمس کردم. حس کردم. خوش گذشت. باور کن!
***
پای فاصله که بیاد وسط همه چیز یکهو شروع میکنه به از هم پاشیدن. هی میخوای بچسبونیش به هم اما فاصلههه حتی اگه به اندازهی یه نقطه باشه زورش از تو که چند میلیون نقطه هستی بیشتره! حالا هی بیا پاککن دستِت بگیر نقطه پاک کن. مگه پاک میشه؟! تنها اتفاقی که میوفته اینه که جای اون نقطههه از بس سابیدیش سوراخ میشه و دیگه....
فاصله که خودشو نشون بده، هر چقدر هم خودتو بزنی به اون راه و ندیدَش بگیری هی میاد مثل این بچه تخسا با دماغ آویزون از جلوت رد میشه و خودشو میکنه تو چشِت! حتی یه نیشگون هم ازش بگیری از رو نمیره و اون قدر جلوت رژه میره که از رو میبردت و مجبورت میکنه که بری!
با فاصله کورس که بذاری هی ازَت جلو میزنه! هرقدر هم که پات رو روی پدال گاز فشار بِدی عقب میمونی! حالا نهایت تلاشِت رو که بکنی و هم سرعتش بِشی، پلیس میاد سراغت و مجبوری که وانمود کنی کم آوُردی و اونوقته که باید وایستی و تازه جریمه هم میشی!
***
دارم چکار میکنم که اینقدر فاصله افتاده بین منو همهی دنیام! حتی تو! حتی تو! حتی...
آشفته که باشی هیچ کاری ازت برنمییاد! انجام همهی کارا میشه رفع تکلیف بدون اینکه هیچ ذوقی توش باشه! آشفته که باشی فقط میشی نگاه و گوش! دلِت نمیخواد یک کلمه هم حرف بزنی! آشفته که باشی حتی دلت هم لک بزنه برا عاشقی کردنِ دیوونهوار، محافظهکار بودن رو پیش میگیری! آشفته که باشی میبینی هیچ جا جای تو نیست و همه جا تنگ میشه برات و هی میخوای بری و میدونی جایی نداری! جایی نداری! جایی ....
جایی هم اگه باشه.... نه! نیست!
آشفته که باشی! آشفته که باشی! آشفته که باشی!